تبليغاتX
مهر ایران -

چه سرعت بی حیایی داشت اتفاق! چشم بر هم زدن کارش را کرده بود و دمش را گذاشته بود روی کول و از بی راهه رفته بود. هر طرف را که نگاه می کرد چیزی نمی دید. خب سوی چشمانش کم بود کلاً. عمویش می گفت مادرزادی کور است بزمجه! چشمان زاغ و نگاه گیرایی که داشت زیاد به درد خانواده اش نمی خورد. پدر علیل و مادر کاری! پدرش که صبحها نشسته نماز می خواند تا برکت بیاید به...

+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 19:11 توسط امیر راعی فرد |